
هر چی که خاطره داریم مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
منمو حسرت با تو ما شدن
تویـــی و بدون من رها شدن
صدایم خیس و بارانی است،نمیدانم چرا در قلب من پائیز طولانی است![]()
![]()

چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
![]()
![]()
![]()
در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

گریه هایم بی صداست
عشق من بی انتهاست
ردپای اشکهایم را بگیر
تا بدانی خانه ی عشقم کجاست
که از خونتان زنده ارمان ما![]()
به میدان تیر شعله ور نامتان![]()
چراغ شب و رنج و زندان ما![]()
درود بر تو ای جاودان درود![]()
که با خون خود خوانده ای این سرود![]()
به فردای ما ز پیکار ما![]()
نماند به جا از ستم ها نشان![]()
به پایان رسد رنج زحمت کشان![]()
شهیدان شهیدان شهیدان ما
که با یادتان زنده ارمان ما.........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقدیم به دایی جواد![]()
![]()
![]()
![]()
که عشق پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد
ای عشق ای عشق ای عشق
چهره ی ابی ات پیدا نیست
و خنکای مرهمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
ای عشق ای عشق ای عشق
چهره ی سرخت پیدا نیست
غبار تیره ی تسکینی
بر حضور وهن
و دنج رهایی
بر گریز حضور
سیاهی
بر ارامش ابی
و سبزه ی برگچه
بر ارغوان
ای عشق ای عشق
رنگ اشنایت پیدا نیست......
دستهایت بوی غربت میدهند
تنهایم بگذار تا همیشه
تا سکوت گریه هایم را کسی حس نکرده
تنهایم بگذار
تا بی نهایت اشکهایم تنهایم بگذار
تنهایم بگذار تا بی تو بودن را بار دیگر تجربه کنم
نا گفته های سروده ام زیاد است ولیک
کسی ندارد گوش شنوا
در زمینی که کسی عشق را نمیفهمد
من بی توام و بخاطر توست که زندگی ام مردگی ست
من بی تو ام و این بوی تلخ تنهایی را به بودنت ترجیح دادم بی اراده
دستهایت بوی غربت می دهند
تنهایم بگذار
بگذار تا از دستهایت در شعرم حرفی نزنم
شعر من تحمل سنگینی دستهای به ظاهر معصومت را ندارد
من.....چه کلمه بی مفهوم ماتمی
در سکوت سیاه سازم هم جا نمیشود ....من...
در لابه لای نتهای ظریف شعرم هم جا نمیشود انگار....من....
گمشده ی دوران مغمون بی تفاوتی
بیا و دوباره بچشان زندگی را به
من....![]()
![]()
![]()
هستی-حصار

باخت من کافیه تو دیگه به پای من نباز
توی قلب مهربونت واسه من خونه نساز
من بازنده رو خوب ببین برو تنهام بذار
من یه پاییزیمو ولی تو چی گل بهار![]()
دل به کی بستی عزیزم به من بی کسو کار
قدر دنیا رو بدون لحظه هاشو حروم نکن
برو و دو روز دنیا رو با من تموم نکن
منو باز با اشکای قشنگت روبرو نکن
اخه من خودم ته راهو دیدم سیاهیه
اخر این همه عشق و عاشقی تباهیه
انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه
انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه








